تبلیغات
وب سایت جامع شهید42
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما
نظر سنجی
آیا برنامه شبکه های ماهواره در آمار طلاق ایران تاثیر دارد؟؟؟








لینک دوستان
بسم رب الشهداء و الصدیقین


((( مدت مطالعه متن 2 دقیقه ))) ....


در سال ۱۳۴۸ وارد نیروی هوایی شدم .

 در بدو ورود می بایستی یک سری آموزشها را در نیروی هوایی می دیدیم که از آن جمله آموزش زبان انگلیسی بود.

این کلاس ها شروع آشنایی چندین ساله ی من با عباس بابایی بود...


ایشان شخصیت خاصی داشتند واز همه متمایز بودند. در آن دوران بیشتر استادان زن بودند

 از جمله استاد کلاس زبان که یک زن آمریکایی بود.


این استاد زبان برای اینکه فرهنگ مبتذل غرب را رواج دهد،

به دانشجویان پیشنهاد شرم آوری داد که، اگر کسی امتحان پایان ترم را ۲۰ بگیرد من یک شب با او خواهم بود.

 بعد از اعلام نمرات عباس ازهمه نمره اش بیشتر بود او امتحان را ۱۹ گرفته بود.

من برگه او را که دیدم تعجب کردم زیرا او یک کلمه ساده را غلط نوشته بود .


و آن استاد هم به عباس گفت:

 تو عمدأ این کلمه را غلط نوشته ای تا با من نباشی.

آنجا بود که من به عظمت روحی عباس پی بردم.

ایشان با این کار درس تقوا و عفت و بزرگواری را به دیگران آموخت...


راوی:((عظیم دربند سری))یکی از دوستان قدیمی شهید بابایی.



طبقه بندی: خاطرات شهدا و عبرت ها،
برچسب ها: شهید عباس بابایی، پیشنهاد، پیشنهاد هم بستر شدن به عباس بابایی،
[ 17 مرداد 93 ] [ 12:50 ] [ گمنام گمنامی ]
بسم الله الرحمن الرحیم

ننگ برشما تندرو ها که تیشه به ریشه اسلام می زنید

من در عجبم که با چه رویی میخواهید وارد صحرای محشر شوید.

شمایی که اسلام زدگی ایجاد می کنید...

دین زدگی ایجاد می کنید...


با این کارها دید مردم و دنیا را به اسلام و جامعه اسلامی

خراب می کنید.

آگاه باشد که اگر یک نفر فقط یک نفر بخاطر 

 این حرکات شنیع و زننده شما از اسلام و خدا و قرآن طَرد شود،

عذابی سخت انتظار شما را می کشد.

شما که خود سرتا پا ایراد هستید چرا به دیگران ایراد می گیرید؟

 اول خودتان را اصلاح کنید بعد به امر به معروف و نهی از منکر بپردازید.

امر به معروف و نهی از منکر راه دارد.

همینطور نیست که هر کَس و ناکَسی وارد این وادی شود.

کجای دین اسلام آمده کسی که بدحجاب یا بی حجاب است را کتک بزنید؟؟؟

در جمع تحقیرش کنید؟؟؟

آبرویش را ببرید؟؟؟


کجای دین اسلام آمده که رفتن به دریا فقط مخصوص مردهاست؟؟؟

چرا تندروی می کنید؟

رفتار پیامبر را با خودتان مقایسه کنید...

خجالت دارد ، دم از پیامبری می زنید که اُسوه خوشرویی در میان اعراب بود.

آن وقت شما با وحشی گری و ایجاد رعب و وحشت میخواهید 

جامعه اسلامی به وجود بیآورید؟؟؟

حاشا...

شهدا رفتند تا هیچ بنی بشری جرئت پیدا نکند که برسر ناموس شیعه

صدایش را بلند کند آن وقت شما هرغلطی که میخواهید 

می کنید؟؟؟


ناموس شیعه را کتک می زنید؟سر او فریاد می کشید؟؟؟

چرا؟؟؟ چون مثلاً موهایش بیرون است یا بدحجاب است؟

الان شما او را دستگیر کنید و وحشی گری کنید،او باحجاب می شود؟؟؟

محال است...

اسلامی که بخاطر ترس از جان و تن بوجود بیآید ،

اسلام نیست بلکه آیین مغول است...

لبیک یا خامنه ای
____________________________________

صرفاً جهت اطلاع:


خواهرم ، آبجی ، خانم...

مراقب باش از گوهر با ارزش و پاک وجودت اینگونه

سوءاستفاده نکنند.
_____________________________________

پینوشت:

روزی آقای قرائتی در برنامه سمت خدا گفت:

ما هیچ کاری برای توسعه حجاب و باحجابی بعد از انقلاب نکرده ایم.

این عده ای هم که می بینیم در جامعه با حجاب اند (حجاب فقط چادر نیست)

از عنایات خداوند است و به نوعی یک معجزه است.


بنده خدا : بی پلاک




طبقه بندی: الله، محمد رسول الله، سیدعلی آقا خامنه ای، بزرگان و اساتید، واقعیت تلخ، خاطرات شهدا و عبرت ها، سیاست،
برچسب ها: گشت ارشاد، امنیت اخلاقی+عکس، تعرض به ناموس شیعه، گشت ارشاد و از بین بردن آرمان شهدا، نقد شدید گشت ارشاد، اسلام زدگی، امنیت اخلاقی و از بین رفتن اسلام،
[ 3 فروردین 93 ] [ 14:23 ] [ بی پلاک ]
بسم الله الرحمن الرحیم

خب بالاخره سال 93 هم شروع شد و رهبر معظم

نیز امسال رو به نام "اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی"

نامگذاری کردند.

ما نیز بنا ب وظیفه ساعتی پس از تحویل سال به مقبره شهدای شهر رفته

و برای آغاز سال نو از ایشان رخصت گرفتیم.


مزار شهدای گمنام ساعتی پس از تحویل سال نو

ما شاد و خندان هنگام تحویل سال در کنار خانواده

نشسته ایم و از خداوند سالی توأم با خوشبختی

خواستاریم اما مادرانی هستند که سر هر سفره هفت سین

از خدا می خواهند فرزندانشان را که سالها پیش رفتند و دیگر نیامدند

را فقط یک بار دیگر ببینند.

و خانواده هایی تحویل سال را در کنار مزار پاره‌ی تنشان

سپری می کنند.


مادری تنها که امّیدش تو بودی...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صرفاً جهت اطلاع:

این هم یک هفت سین جبهه ای در آن زمان...



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غربت: 


در ادامه مطلب لیست پخش سریال‌های نوروزی

صدا و سیما را قرار داده ایم...



بنده خدا : بی پلاک

ادامه مطلب

طبقه بندی: فاطمه بنت الرسول(س)، سیدعلی آقا خامنه ای، واقعیت تلخ، خاطرات شهدا و عبرت ها، متفرقه،
برچسب ها: نامگذاری سال 93، اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی، سال تحویل کنار مزار شهدا، مادران شهدا، غربت حضرت زهرا+عکس، عید نوروز در جبهه+عکس، سریال های نوروز 93،
[ 29 اسفند 92 ] [ 22:04 ] [ بی پلاک ]
بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از برادران سپاه کرج که همکار حاج یدالله بود،قصد ازدواج داشت.حاج یدالله به اتفاق او و چندنفر دیگر،

به خواستگاری رفتند.


در مجلس خواستگاری،درحین صحبتهای مرسوم و متعارف،از داماد سؤال می شود که آیا منزل مستقلی دارد یا نه.

داماد پاسخ می دهد:

- خیر.

خانواده عروس وقتی جواب را می شنوند،بنای مخالفت می گذارند و قبول نمی کنند که این وصل انجام گیرد.

در همین حین حاج یدالله صحبت دیگران را قطع می کند و می گوید:

- آقای داماد از خودشان منزل دارند و خانه مناسبی هم هست.

داماد تاکید می کند:

-من که منزلی ندارم.

ولی حاج یدالله می گوید:

- نه ایشان خانه دارند.

خانواده عروش که تعجب کرده بودند،می پرسند:

-چطور شد؟!شما می گویید دارند،اما خودش می گوید ندارم؟!

حاج یدالله می گوید:

-ایشان منزل دارند،می توانید بروید و ببینید.

مراسم خواستگاری به خوبی و خوشی تمام می شود و میهمانان از منزل خارج می شوند.در این هنگام،داماد پیش می آید و میگوید:

-حاج یدالله!من خانه ای ندارم،شما هم این را می دانید.چرا به خانواده عروس این طور گفتید؟

حالا من چکار کنم؟من نمی توانم خانه ای بخرم.

حاج یدالله می گوید:

-چرا،شما خانه دارد.

آدرس خانه را می دهد.داماد می گوید:

-چطور ممکن است من خانه داشته باشم و خودم ندانم!!!!

حاج یدالله می گوید:

-این خانه را سپاه به شما داده،قرعه به نام شما درآمده.



داماد چیزی نمی گوید ولی بعدها متوجه می شود آن خانه،خانه خود حاج یدالله بوده که از طرف سپاه به اسم او درآمده بود.

چون در آن لحظه،احتیاج آن بنده خدا را دیده بود،از حق خود صرف نظر کرده و خانه را به او واگذار می کند.

این قضیه را هیچکس متوجه نشد،چون به کسی نگفت که این خانه مال من است و من آنرا بخشیدم.

همیشه طوری عمل می کرد تا دیگران متوجه جریان نشوند.

...

پینوشت:

الله اکبر

لا اله الا الله...

دیگر شعار بس است،کمی به خودمان بیاییم...
 
آی شیعیان!!!!آی مذهبی ها!!!

شما که اینقدر ادعای مذهبی بودنتان می شود شما که اینهمه ادعای خدمت به شهدا رو میکنید!!

این یکی از خلقیات شهداست!!

به کدامشان عمل کردید؟؟؟

آیا حاضر بودیم یک بار از حق خودمون بخاطر دوستمون بگذریم؟؟؟؟

آیا حاضر بودیم خدمتی که برای دیگران میکنیم رو داخل بلندگو نکنیم و یکم اخلاص به خرج بدیم؟؟

دیگر شعار بس است.کمی هم به خودمان بیاییم!

کمی عبرت بگیریم!!

چرا انقدر عمرها در این دوره زمونه کم شده است؟؟؟

وا عصفا...

...

یاعلی




طبقه بندی: خاطرات شهدا و عبرت ها،
برچسب ها: حاج یدالله کلهر، خاطره، یدالله کلهر، شهید کلهر،
[ 27 شهریور 92 ] [ 11:43 ] [ گمنام گمنامی ]

بسم رب الاخلاص

گونی بزرگی را گذاشته بود روی دوشش و توی سنگرها جیره پخش می کرد.

بچه ها هم با او شوخی می کردند؛

_ اخوی دیر اومدی.

_ برادر می خوای بکشیمون از گشنگی؟

_ عزیز جان!حالا اول میری سنگر فرماندهی برای خودشیرینی؟

گونی بزرگ بود و سر آن بنده خدا پایین.

کارش که تملام شد،

گونی رو زمین گذاشت،همه شناختنش!!!

کاوه…محمود کاوه…فرمانده لشکر بود.


اخلاص…صبر…

.

الا ولا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر




طبقه بندی: خاطرات شهدا و عبرت ها،
برچسب ها: شهید محمود کاوه، خاطره، خاطره ای زیبا از شهید کاوه،
[ 29 مرداد 92 ] [ 12:54 ] [ گمنام گمنامی ]

بسم رب الشهید

حاج احمد متوسلیان می گفت:

من خیال می کردم خودم آدم جسوری هستم.

اما حاج همت پاک روی دست ما زده.

روز تظاهرات در عربستان،او یک سری از این تصاویر کوچک

برچسب دار حضرت امام را توی جیب دشداشه خود گذاشته بود.

k

هر لحظه یک بار،کاغذ پشت یکی از آنها را جدا می کرد

و در حالی بچشب را کف دستش مخفی کرده بود،

به طرف مأموران پلیس صعودی می رفت،

دست در گردن آنها می انداخت

و به بهانه معانقه،

آن عکس را پشت کلاه کاسکت آنها چسباند و مردم از این عمل او

بسیار می خندیدند.

***

خلاصه ات که کنم می شوی ماه

.

محمد ابراهیم همت




طبقه بندی: خاطرات شهدا و عبرت ها،
برچسب ها: خاطره، حاج همت، شهید همت، خاطره ای شهید همت،
[ 18 تیر 92 ] [ 12:27 ] [ گمنام گمنامی ]
[ 15 تیر 92 ] [ 11:00 ] [ گمنام گمنامی ]

تعداد کل صفحات : 39 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

به نام نامی الله

خدایا

به ما آرامشی عطا فرما...

آرامشی طوفانی!

آمـــین

********************
عزیزان می توانند از مطالب

وب سایت جامع شهید42

استفاده کنند.

هزینه استفاده:یک صلوات

******************
نفسنا لک الفداه یا خامنه ای

افراط و تفریط ممنوع لطفاً!!!

*******************
با ما باشید...

veb.shahid@yahoo.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تحلیل آمار سایت و وبلاگ