تبلیغات
وب سایت جامع شهید42
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما
نظر سنجی
آیا برنامه شبکه های ماهواره در آمار طلاق ایران تاثیر دارد؟؟؟








لینک دوستان

بسم رب الشهید

حاج احمد متوسلیان می گفت:

من خیال می کردم خودم آدم جسوری هستم.

اما حاج همت پاک روی دست ما زده.

روز تظاهرات در عربستان،او یک سری از این تصاویر کوچک

برچسب دار حضرت امام را توی جیب دشداشه خود گذاشته بود.

k

هر لحظه یک بار،کاغذ پشت یکی از آنها را جدا می کرد

و در حالی بچشب را کف دستش مخفی کرده بود،

به طرف مأموران پلیس صعودی می رفت،

دست در گردن آنها می انداخت

و به بهانه معانقه،

آن عکس را پشت کلاه کاسکت آنها چسباند و مردم از این عمل او

بسیار می خندیدند.

***

خلاصه ات که کنم می شوی ماه

.

محمد ابراهیم همت




طبقه بندی: خاطرات شهدا و عبرت ها،
برچسب ها: خاطره، حاج همت، شهید همت، خاطره ای شهید همت،
[ 18 تیر 92 ] [ 12:27 ] [ گمنام گمنامی ]

به نام خدا

حدود سه سال است که شبکه ی ماهواره ای به نام من و تو شروع

بکار کرده و لازم به ذکر است که در همین مدت طرفداران بسیاری

را به سمت خود کشانده و ببیندگان زیادی دارد…

این شبکه با برنامه هایی به ظاهر جذاب و سرگرم کننده،خیل عظیمی

را به سمت خود سوق داده اما غافل از این که در بین این برنامه های

مثلاً جذاب تفکراتی هم چون:همجنسگرایی،بی حیایی،وطن ستیزی،

دین ستیزی و… را به ذهن مخاطبانش بمب باران می کند.

همکاری این شبکه با طاغوتی ها دلیل بر وطن ستیزی و سوءنیت

آن ها از ایجاد این شبکه است.

  301350_334

فرح پهلوی،همسر محمدرضا پهلوی!!!

همچنین توهین آشکار و هویدای یکی از مجری های این

شبکه به مردم و ملت ایران نیز دلیل روشنی دیگر بر،

وطن ستیزی و حتی مردم ستیزی این شبکه است.

169343_953

متن بالا را پانته آ مدیری،مجری برنامه تونل زمان

در فیسبوک شخصی خود قرار داده.

یکی دیگر از مواردی که به کرّار در این شبکه دیده می شود،

بحث ها و به اصطلاح تیکه های همجنسگرایی است که عمدتاً

توسط امید خلیلی یا طغرل (گوینده ی برنامه ی بفرمایید شام)

بازگو می شود.صحت این حرف زمانی مشخص شد که امید

خلیلی به طور علنی در صفحه ی شخصی فیسبوک خود اعلام

کرد که با تیام بصیر (از عوامل شبکه) ازدواج رسمی کرده است.

plljhghg

سمت راست عکس امید خلیلی و سمت چپ عکس

همسر امید خلیلی یعنی تیام بصیر!!!

جالب تر از این واکنش دیگر دست اندر کاران این شبکه

به ازدواج این دو همجنسباز است.پیام هرکدام را برای شما 

آماده کرده ام تا به افکار پست این افراد پی ببرید.

۱- رها اعتمادی  مجری برنامه ی ” آکادمی موسیقی گوگوش ”

در پیام تبریک خود به خلیلی و تیام نوشت : ” چند روز پیش

دوستان عزیزم امید خلیلی با تیام بصیر بعد از یک سال زندگی مشترک

تونستند در انجمن همجنس بازان لندن ازدواجشون رو به ثبت برسونند.

امید جان اسم جدیدت ” تینا ” خیلی زیباست و بهت می یاد .

به دوستان عزیزتر از جانم ” تینا ” و “تیام” این

ازدواج رو تبریک میگم. امیدوارم خوشبخت باشید”

۲- ندا جناب: چرا که نه؟! خیلی هم خوبه! اتفاقا بهتر! دو نفر دیگه 

از این پسرا که هی بهمون گیر می دادن کم شدن!

چرا که نه؟! خیلی هم رومانتیک هست! چرا که نه؟!

۳- گوگوش: جنس ازدواجتون رو دوست دارم! امید و تیام؛ کاش اینجا بودید!

این خبر احساس خوبی بهم داد! ناقلاها چرا زودتر بهم نگفته بودین!

چقدر من خنگم باید زودتر از اینها متوجه می شدم!

۴- هومن خلعتبری: چرا زودتر نگفته بودید؟! کاش با گوگوش ازدواج نکرده بودم!

۵- بابک سعیدی: کاملا می دونستین باید با هم ازدواج کنین!

۶- امید خلیلی: بالاخره متوجه نشدم! من زنم و تو شوهر؟! یا تو زنی و من شوهرت؟!

۷- تیام بصیر: مگه فرقی هم می کنه؟! طرح زوج و فرد راه می اندازیم! بفرمایید شام!

از دیگر برنامه هایی که سازندگان بهایی این شبکه در سر

داشته و دارند حیازدایی و ترویج بی بند و باری در روحیات

زنان ایرانی است.این شبکه این هدف را ابتدا بر روی مجری های

زن خود اجرا کرد و سپس مردم را مورد هدف قرار گرفت.

43172918681737595216

p392_Manoto

به نظر شما سالومه در کدام یک از دو عکس بالا با

همسرش عکس انداخته…بی حیایی تا چه حد؟؟؟

باید بگویم که عکس اولی سالومه و همسرش را شامل شده…

ویا باز برای نمونه و اثبات ادعای خود به اِرمیا برنده ی 

دوره سوم آکادمی موسیقی گوگوش اشاره می کنم.وی در ابتدا

زنی معمولی و با حیایی بود اما در طی برنامه روزبه روز از حیا

و حجب وی کاسته شد.او قربانی من و تو شد…و دست آخر بنا به

دلایل نامعلوم اورا به ناحق برنده اعلام کردند.

301372_270

ابتدای برنامه…

301371_200

اواسط پخش برنامه…

مسئله ی دیگری که بسیار زشت و زننده است و در این اواخر

از من و تو پخش می شود برنامه ای به اسم “شبکه نیم” است.

در این برنامه عروسک بزرگان جمهوری اسلامی را ساخته اند

و آن را مسخره کرده و به نوعی اساس جمهوری اسلامی را

به سخره گرفته اند.البته خوشبختانه استقبال چندانی از سوی

مردم نسبت به این برنامه نشده و این نشان می دهد که مردم ما

با هر اعتقادی که دارند از این تمسخر ها خوششان نمی آید.

6

باور کنید ندیدن این شبکه و برنامه های چیزی از ما کم نمی کند.




طبقه بندی: واقعیت تلخ،
[ 16 تیر 92 ] [ 23:59 ] [ گمنام گمنامی ]
[ 15 تیر 92 ] [ 11:00 ] [ گمنام گمنامی ]


haj-ahmad

 زمانه با احمد زمانه بی احمد


تو رژ گونه ات را از رژ لبت تمیز می دهی در حالی که


قلبهایی هنوز منتظر و چشمهایی


هنوز به راه ِاحمد متوسلیان اند و تو حتی نمی دانی کیست؟


بقال محل؟نانوا؟ مهندس؟یا…اما نه


هیچ کدام ، تو استرس انتخاب تفریح داری و بی خبری


 از روزهای چکمه وگل! تو بی خبری


از زخم هایی که بی بخیه می مردند، دقایق را برای گول زدن


 خودت و دیگران سپری می کنی و…!!!


چهره ی عجیب تو حتی با نقشی که می زنی هم به زیبایی


چشم های احمد نیست تو همین هستی : پنهان میان رنگها و قالبها


و درست زمانی که با تمام دقت ساعت را برای


رسیدن به موعد دیدار با معشوقت زیر چشم داری کسی نمی داند


 آیا چشم های احمد هنوز در این دنیا می درخشند یا نه؟


می دانی ؟ دنیا تو را خلاصه کرده است  به دستهای لاک زده


  و خلخالی که به پا داری ، به رقص و خنده و کافی شاپ…


برایت از سال ۵۹ می گویم ، از آغاز سالهای ۶۰ از زمان چادر مشکی


 و ریش از زمان گالن های نفت، دوچرخه های دومیل و ژیان ،


از زمان بانک های کوچک و خلوت  آن


وقت ها که خیابان ها لاغر از ماشین و آدم بود و دل ها فربه از


اسلام ، اسلام  ! اسلام چقدر گنگ و غریب چه واژه ی تنهایی!


برایت از آن روزها بگویم ، هندوانه پشت چرخها و شبهای


ایوان ورادیو و جنگ…جنگ…جنگ… دلم ریش می شود


ـ وجنگ ـ که می گویم  دلم زخم می شود، تنم درد


می کند ، سرم گیج می رود گوش کن! فاجعه دارد وجنگ گفتن من


تو را خواب ناز می برد و ــ احمد را برایت بگویم ــ  تو را خواب ناز می برد


 و احمد را فکر آسایش تو ، تو را خواب ناز برد و آسایش ات به


ارمغان آمد اما …   بگذریم من خوب پول نمی شمارم اما سالهای


بی نشانی احمد را چرا


 بیست و هشت سال ! به زبان دل یا به زبان تن فرقی ندارد…


به هر دو سنگین است


شهرمان را بگو! برج ساختیم اتوبان زدیم  وزیر آوردیم


 وزیر می آوریم  وزیر می بریم ریا کردیم ، دزدیدیم ، خوردیم ، مد عوض کردیم ،


رنگ عوض کردیم ، این روزها


زمین و زمان بر معامله ی ما می خندند ، خنده که نه !! ، قهقهه می زنند


لباسهای خاکی احمد کجا و این برجها کجا؟ از ما بعید بود


معامله ای بی سود و پر ضرر

اصلا دنیا خود را زیور می بندد ، نقش می زند به هفت قلم


که چه بگویم به هفتاد قلم صورت


نحسش را ، که ما را( دچارکند ! گول خوردی، تو


را مسخ کرده اند ، من فقط خسته ام ، نه شکایت می کنم و


نه شکوه می خوانم …نه بندی و نه


نصیحتی  گوش ها که گوش نیست و زبان من هم که زبانی نه

راستی (دچار) را برایت بگویم ! دچار شمال و ویلا ،


دچار اروپا و آمریکا ،دچار


لباسهای قشنگ،  دچار هوس ، دچار پول و چک و


بانکهای رنگارنگ دچار

 

قدرت  و بنز! راستی بنز یا الاغ ؟ هر دو مرا می برند و هر


دو تو را می رسانند . الاغ مرکب


نبی بوده و سلمان …بنز هم فلان و فلان…الاغ از آن من و بنز از آن تو…


چقدر زود عوض می شویم…یا نه …چقدر زود عوضمان کردند…


عوضی مان کردند، عوضیها عوضیمان کردند


زمانه ی کوچه های آفتابی با رنگ آجرسرخ ، زمانه ی


جوی های لاغر وتنگ ، زمانه ای که


پر از عطر آشهای نذری  بود زمانه ی خوبی بود ، زمانه ی خوبی بود .


آه

 

 از ما گرفتند یادش بخیر زمانه ی خوبی بود

و جنگ…آه جنگ…نمیدانم چرا چک نویسم بوی باروت می گیرد ،


کاغذم درد میکند،انگار تا


می گویم جنگ قلم تیر می شود سرخ می شود سرم


داغ می شود بوی باروت می دهد نفسم


دلم تیر میکشد

.

با من بیا اینجا پشت خاکریزها چه معرکه ایست ،


اینجا بازار فرشته های خداست اینها


معرکه گیران پشت بازاران ، نان بهشت می خورند و


آب بهشت می نوشند و بعد معرکه ای


و پول بهشت ! اینها صله بگیران کاسه به دست خدا هستند

.

دستهای خشک و ترک خورده ، زخم های بی بخیه ،


نگاه هایی که از لالایی مادر مهربانترند


و لبهایی که به ذکر می جنبند و گاهی می خندند


نه به لباس گشاد و پوتین پاره شان


به سلاحی که ندارند و دوام آوردند

 

اینجا حلوا تقسیم می کنند  دختر  ، حلوا می خورند ،


شیرین است


امروز؟ حلواها را خورده اند ، .پای ما زهر تقسیم می کنند ،


زهر می خوریم ، شیرین است ؟

!!

راستی احمد هنوز نیامده ، برج میلاد کاشته ایم احمد




طبقه بندی: خاطرات شهدا و عبرت ها،
برچسب ها: حاج احمد متوسلیان، مقاله در مورد احمد متوسلیان، جاویدالاثر احمد متوسلیان،
[ 13 تیر 92 ] [ 10:11 ] [ گمنام گمنامی ]
بسم الله

خودکارتو گم کنی = خودکار نداری

خودکار نداشته باشی = جزوه نداری

جزوه نداشته باشی = درس نمی خونی

درس نخونی = پاس نمیشی

پاس نشی = مدرک نمی گیری

مدرک نگیری = کار گیرت نمیاد

کار نداشته باشی = پول نداری

پول نداشته باشی = غذا نداری

غذا نداشته باشی = لاغر مردنی میشی

لاغرمردنی بشی = زشت میشی

زشت بشی = عاشقت نمیشن

عاشقت نشن = ازدواج نمیکنی

ازدواج نکنی = بچه نداری

بچه نداشته باشی = تنهایی

تنها باشی = افسرده میشی

افسرده بشی = مریض میشی

مریض بشی = میمیری

.

.

.

.

پس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنه میمیری…!!



اگر مهدی فاطمه رو نداشته باشی=هیچی نداری که بخوای گم کنی یا بمیری…

پس نتیجه می گیریم هیچی نداریم…



طبقه بندی: محمد بن حسن المهدی(عج)،
برچسب ها: خودکارتو گم نکنی،
[ 10 تیر 92 ] [ 12:28 ] [ پلاک خاکی ]

بسم رب الشهداء

مراقب باشید در هر کاری تعادل را حفظ کنید

و از افراط و تفریط دوری جویید؛

حتی در تمجید و نقد کردن احمدی نژاد!

227657_550

انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴؛

هرچند حدود هفت سال و اندی از آن روزها می گذرد

اما گویا به اندازه چشم بر هم زدنی برای ملت ایران گذشته است.

روزهایی که اتفاقات ریز و درشت زیادی برای ملت ایران رقم خورد.

           روزهایی که ملت ایران محمود احمدی نژاد را بعنوان رئیس جمهور خود برگزید.

119740_942

همان روز هایی که احمدی نژاد از بین شخصیت های

بنامی چون

هاشمی رفسنجانی، رضایی، قالبیاف، لاریجانی ،

مصطفی معین و محسن مهرعلیزاده به یکباره با گفتمانی جدید

خود را به ملت ایران معرفی کرد.

 همان روزهایی که محمود با شعار «مردی از جنس مردم» آمد.

666591_fv78my0T

 همان روزهایی که محمود خود را مستقل معرفی کرد

و گفت وابسته به هیچ حزبی نیست؛

نه اصولگراست و نه اصلاح طلب!

 همان روزهایی که عکسهای دکتر با محرومین، پوستر تبلیغاتی شد؛

همان روزهایی که محمود نه به دنبال هواپیما بود و نه هوای تازه!!!

می گفت تنها دغدغه اش معیشت مردم است.

 همان روزهایی که مردم می گفتند «صلی علی محمد بوی رجایی آمد»

همان روزهایی که مردم می گفتند: رجایی زمان آمد

20090901122654t350-a64a6ab65d75bc7030a68898a4b7f93a1

آن روزها خیلی زود مردم به هوای مردمی بودنِ «دکتر» با او اخت شدند.

دکتر مردمی بود؛

برخواسته از دل مردم بود، از جنس مردم

 آن روزها گذشت و گذشت

ملت ایران روزهای پر تب و تابی را پشت سر گذاشتند.

انرژی هسته ای، فتنه ۸۸، افزایش تحریم ها، بیداری اسلامی،

رویکرد رهبری به جهاد اقتصادی و

گوشه ای از اتفاقات ۷ سال گذشته جمهوری اسلامی ایران بود.

اما در این ۷ سال اتفاقات دیگری هم افتاد.

 عده ای معتقد بودند «دکتر» دیگر آن «دکتر»ی نیست

که به بوسیدن دست «آقا» در مراسم تنفیذ افتخار کند.

9654

هر که از راه می رسید تکه ای به «دکتر» می انداخت.

عده ای می گفتند «دکتر» از اول منحرف بوده و مردم را فریب داده؛

عده ای دیگر ولایتمداری اش را زیر سوال می بردند

و عده ای دیگر بحث جریان انحرافی را به راه انداختند.

 اما دکتر بود و عقایدش

 خودش می گفت هیچ تغییری در گفتمانش ایجاد نشده،

می گفت هنوز هم دغدغه معیشت مردم را دارم اما عده ای نمی گذارند کار کنم!

 اما به مرور زمان مردم بیشتر از آنکه از «دکتر» دلخور باشند از اطرافیان او دلگیر بودند

 از یک سو حرفهای دوپلوی اطرافیان دکتر و از سوی دیگر سکوت احمدی نژاد

بر گفته های همراهانش در پاستور،

مردم را دلخور و بعضا عصبانی می کرد.

 خاطرات نه چندان خوش از مکتب ایرانی ، مردم اسرائیل ، کوروش کبیر و

در ذهن مردم نقش بسته و عده ای بی پروا او را نقد می کنند.

 اما آنقدر که خانه نشینی یازده روز رجایی زمان مردم را برآشفته کرد؛

جریان انحرافی نتوانسته بود انحرافی در دل عاشقان دکتر ایجاد کند.

ahmadi-mashaei

 عده ای که دیروز او را رجایی زمان می خواندند

امروز او را «بنی صدر» زمان خطاب می کنند.

 همان هایی که دیروز عکس دکتر را در کنار فقرا منتشر می کردند،

امروز عکس حرف های درگوشی او و مشایی را پوستر می کنند…

 همان هایی که دیروز عکس بوسه احمدی نژاد بر دستان رهبری را

به دیوار اتاقشان چسبانده بودند،امروز او را مقابل رهبری قرار می دهند.

 اما به نظر می رسد احساسات مردم ایران بار دیگر در سیمای

«احمدی نژاد» جلوه کرده است

 راستش را بخواهید افراط و تفریط مدت هاست که

در زندگی ما متبلور شده است.

36878_216

مدت هاست ملت ایران برخی ها را آن چنان بزرگ می کنند

که دست نیافتنی می شوند و از سوی دیگر برخی ها را آن قدر تخریب می کنند

که دیگر روی راه رفتن در بین مردم را هم از دست می دهند.

 گویا ملت ما عادت کرده اند که در لحظه تصمیم بگیرند

و به قبل و بعد افراد کاری نداشته باشند!

 گویا یاد گرفته ایم هر کس که آمد و دم از معیشت مردم زد،

او را بت کنیم و تا سر حد پرستش بالایش ببریم

و هر کس که بر خلاف نظر رهبری نظری داد ضدانقلابش بخوانیم!!!

نه رجایی زمان خواندن احمدی نژاد در سال ۸۴ درست بود و نه امروز بنی صدر خواندنش

نه معصوم نشان دادن او در سال ۸۴ صحیح بود و نه اینگونه تخریب کردن او

 باید مراقب باشیم اشتباهی که در سال ۸۴ در قبال احمدی نژاد مرتکب شدیم

و تمام خصلت های نیکش را به توان n رساندیم،

در برابر اشتباهاتش مرتکب نشویم

 هرچند هیچ کس منکر نقد سازنده و منصفانه نیست

اما امروز نباید با بزرگنمایی مشکلات احمدی نژاد

به اصل نظام صدمه یا لطمه ای وارد کنیم.

 شاید با این مطلب خیلی ها نگارنده را به خیلی جاها!

بچسبانند اما بر خود وظیفه دانستم به تمام کسانی که از روز رستاخیز می ترسند،

یادآوری کنم مراقب باشید آخرت خود را به دنیای دیگران نفروشید.

 مراقب باشید در هر کاری تعادل را حفظ کنید

و از افراط و تفریط دوری جویید؛

حتی در تمجید و نقد کردن احمدی نژاد!

 ***

پی نوشت:

 این روزها آب فقط برای رفع عطش نیست؛ یادآور خیلی چیزهاست




طبقه بندی: سیاست،
[ 9 تیر 92 ] [ 10:47 ] [ گمنام گمنامی ]

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

بسم رب المهدی(عج)

آقا جان!

تو به ۵۰ درصد آرا نیازی نداری

رقیب قدر هم نداری

پشتوانه ات هم که مادرت زهراست

ضمانت اجرائیت هم ۱۴۰۰ سال شیعه گری

ستاد بررسی تشخیص صلاحیتت هم قرآن

پس چرا فقط ۳۱۳ دل نمی یابی؟

چقدر تقلب است در انتخابات دلها!!!!






طبقه بندی: محمد بن حسن المهدی(عج)،
برچسب ها: درد و دل با امام زمان،
[ 8 تیر 92 ] [ 14:11 ] [ پلاک خاکی ]

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

به نام نامی الله

خدایا

به ما آرامشی عطا فرما...

آرامشی طوفانی!

آمـــین

********************
عزیزان می توانند از مطالب

وب سایت جامع شهید42

استفاده کنند.

هزینه استفاده:یک صلوات

******************
نفسنا لک الفداه یا خامنه ای

افراط و تفریط ممنوع لطفاً!!!

*******************
با ما باشید...

veb.shahid@yahoo.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تحلیل آمار سایت و وبلاگ